از این ساده تر_بدون شرح

ای خدا امشب دلم رسوا شده ست

در سخن از عشق بی پروا شده ست

عشق تو باز آتشی زد بر دلم

گشته از عشق تو خاکستر دلم

امشب این دل درد را فهمیده است

مرگ را در بی تو بودن دیده است

از دلم آرام را دزدیده اند

ساقیم را، جام را دزدیده اند

ای خدا از سینه ام خون می چکد

قطره قطره دل به بیرون می چکد

این دل تنها ، غریبی می کند

ای خدا! دل ، ناشکیبی می کند

در دلم جز سوز و آه سرد نیست

کس مرا امشب خدا همدرد نیست

شب نمی گردد دلم را هم نفس

لیک جز شب، مونس من نیست کس

بر دلم درهای عشقت بسته است

از خدا گفتن، دلم دلخسته است

دیگر از تنهایی حتی خسته ام

از خودم، از کار دنیا خسته ام

دیگر از بیهودگی دلخسته ام

از تمام زندگی دلخسته ام

حیف شد دل طالب بیهوده شد

قلب پاکی داشتم ؛ آلوده شد

وسعت دل یک جهان بود آن زمان

دل رقیب آسمان بود آن زمان

بی خطا بود آن زمان تیر دعا

آبرویی داشت دل پیش خدا

من نمی دانم دلم با من چه کرد

دوستم با من چه و دشمن چه کرد

من نمی دانم صدایم در گلو...

از چه جز با خون نمی گیرد وضو

ای خدا راه گلو تنگ است باز

این سکوت از بهر من ننگ است باز

ای خدا محصورم اندر واژگان

حرف دل را درنمی یابد زبان

گرچه در دل گفتنی بسیار هست

باید اما کار از گفتار بست...


نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

عشق زندگی است.عشق هرگز خطا نمی کند و زندگی تا زمانی که عشق هست به خطا نمی رود.در بنیان تمامی مخلوقات عشق همچون عطیه ی برتر حاظر است.زیرا هنگامی که هر چیز دیگری به پایان میرسد عشق می ماند.

 عشق قانونی است که در خود تمامی قانون های دیگر را خلاصه می کند

عشق فرمانی است که توجیه تمامی فرمان های دیگر است

٩اصل عشق:

بردباری:  ((عشق بردبار است)).

 مهربانی: ((مهربان است)).

سخاوت: ((عشق در اتش حسد نمی سوزد)).

فروتنی: ((غرور ندارد)).

ظرافت: ((عشق اطوار نا پسندیده ندارد)).

تسلیم: ((نفع خود را خواهان نیست)).

تسامح: ((خشم نمی گیرد)).

معصومیت: ((سو ء ظن ندارد)).

صداقت: ((از ناراستی شاد نمی شود،اما با راستی به شعف می اید)).

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

 

زندگی به خلق دوستی ها و تقسیم مواهب آن با دیگران شیرین است ،

 ما خواهان تداوم زندگی هستیم ، نه به خاطر خود، بلکه به خاطر آنهائیکه در غم دیگرانند ،

 حیاط و تلاششان وقف دیگران است .

تمامی عظمت زندگی گروگان چنان آنی است و تمامی شادمانی آن را در نهایت

 در خلق دوستی ها خواهیم یافت .    

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢۱ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

بخشودگی اهل گنه در صف محشر..... وابسطه به یک گردش چشمان حسین است.
امام حسین (علیه السلام) : گروهی خدا را می پرستند به جهت آرزوی بهشت ، این عبادت تاجران است ، گروهی خدا را میپرستند از ترس جهنم ، این عبادت بردگان است ، گروهی خدا را میپرستند به شکرانه نعمتهایش ، این عبادت آزادمردان است و این بهترین عبادت است.  بحارالانوار
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٥ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

امروز تولدم این گلهای قشنگ  تقدیم به همه کسانی که یادم بودن

مهرتون سپاس

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٠ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

میون یه دشت لخت
زیر خورشید کویر
مونده یک مرداب پیر
توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر
از همه دنیا جدا
داغ خورشید به تنم
زنجیر زمین به پام

من همونم که یه روز

می خواستم دریا بشم
می خواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم
تا به فردا برسم

اولش چشمه بودم
زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه
راهم افتاد به کویر
چشم من
چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت

سر رام یه چاله کند

توی چاله افتادم
خاک منو زندونی کرد
آسمونم نبارید
اونم سر گرونی کرد
حالا یه مرداب شدم
یه اسیر نیمه جون
یه طرف میرم به خاک
یه طرف به آسمون

خورشید از اون بالاها
زمینم از این پایین
هی بخارم می کنن
زندگیم شده همین
با چشام مردنمو
دارم اینجا میبینم
سر نوشتم همینه
من اسیر زمینم


هیچی باقی نیست ازم
قطره های آخره
خاک تشنه همینم
داره همراش میبره
خشک میشم تموم میشم
فردا که خورشید میاد
شن جامو پر میکنه
که میاره دست باد

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٦ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

چقدر بده که سهم قطره کوچولو

از طوفانی شدن دریا

جا موندن از موج و

 تنها شدن

تو سکوت ساحل باشه

چقدر بده جا موندن...

قطره هر چی تلاش کنه

دستش به دریا نمی رسه

ای کاش دوباره طوفان بشه...

قبل از آسمونی شدن

قطره  فقط بلده شنا کنه

آخه آسمون خیلی بلندتر از عمق دریاست

می ترسه...

میلرزه...

ای کاش طوفان سکوت رو بشکنه...


نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٦ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٤ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت